یک شعر و یک خبر

تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1393-11:11 ب.ظ

حس آغاز یک مراسم دفن

حس آغاز صبح با سیگار

حس مردن کنار یک قایق

توی یک کویر زیر قطار

حس یک بید با دو برگ بلند

که دوباره کنارشون تاب بخوری

من صداتو ببوسم و باز تو

توی دستای من شراب بخوری

شب کنیم روزا رو کنار درخت

تو فقط بخند و باز خستم کن

دستاتو دور گردنم بنداز

باز با اون بوی زلف مستم کن

این روزا خیلی خسته و مردن

تو رو دائم دارم هوس می کنم

یاد تو می افتم و بی تو

زیر برگای خشک مگس می کنم...

"صافحیان"

----------------------------

یک روز عالی کنار دوستای هم استانی و هم شهری

Ostani

مسابقات فرهنگی هنری استان

به جز دو نفر رتبه ی دوم،همه رتبه ی اول رشته خودمونو تو استان آوردیم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ع
دوشنبه 5 خرداد 1393 01:18 ب.ظ
آفرین
امین
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 07:12 ب.ظ
یا ایها الشاعرون!آیا وقت آن نرسیده که پس از چندین سال سرودن، حداقل وزن را بتوانیدرعایت کنید؟!
امین
یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 12:53 ب.ظ
خیلی خوش گذشت کنار دوستان عزیز


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic