" الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم "  (شیخ مفید، الامالی، ص 310، الناشر: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة  قم.)


   من زیاد اهل نوشتنم ، مخصوصا زمانی که سخن نتوانم !
البته من زیاد اهل صحبت هم هستم ...
گویا در این میان تنها کمتر اندیشیدن را برگزیده ام 
نمیدانم چرا این روز هایم را با بغضی مدامم
گاهی یک دوست تو را به خودت می برد و به یادت می آورد خودت را!
دوستی که در مقابلش جز حقیقتِ تو نمی ایستد و جز آنچه که هستی نمی نشیند
چند روزِ گذشته را با چنین دوستی گذراندم و پی بردم منی را که پس از عید ،‌سبز نیست ...
روزگار هر چقدر دردناک تر ! تو را قدرتی می طلبد بیشتر ...
۱- حال و روز کشورم خوب نیست و من که مدام اخبار را پیگیر بودم را به تیرگی می کشاند
۲- منِ بیست ساله را چه آینده ای انتظار می کشد و من چه آینده ای را به انتظار نشسته ام ؟
۳- درس و کار و تفریحم به حد مکفی نیست و آرامشی برایم ارمغان نیاورده که جز این هدفیش نیست!
۴- بهانه ها برای حال بد آنقدری هست که حال خوبم را ثبات نتوانم !
با این دلایل و بهانه ها حال بدم را توجیه کردم ... و بدان پی بردم 
بهتر شدنش طالب زمان است و اراده ...
که در پی آنم!